شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید                     

با عنوان : مطالعه موانع حقوقي جهاني شدن حقوق بشر

در ادامه مطلب می توانید تکه هایی از ابتدای این پایان نامه را بخوانید

و در صورت نیاز به متن کامل آن می توانید از لینک پرداخت و دانلود آنی برای خرید این پایان نامه اقدام نمائید.

دانشگاه آزاداسلامی

 واحد دامغان

پایان نامه کارشناسی ارشد رشته حقوق بین‌الملل

عنوان:

مطالعه موانع حقوقي جهاني شدن حقوق بشر

استاد راهنما:

جناب آقای دکتر علیرضا حسنی

استاد مشاور:

جناب آقای دکتر علی امیری

برای رعایت حریم خصوصی نام نگارنده درج نمی گردد

تکه هایی از متن به عنوان نمونه : (ممکن می باشد هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود اما در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل می باشد)

فهرست مطالب

عنوان       شماره صفحه

چکیده 1

مقدمه. 2

اظهار مسأله. 5

اهداف پژوهش.. 6

پیشینه پژوهش. 7

فرضیه‌های پژوهش.. 7

سؤالات پژوهش.. 7

اهمیت و ضرورت پژوهش.. 7

روش پژوهش.. 8

روش گرد آوری.. 8

ساختار پژوهش.. 8

بخش اول:کلیات( جهانی شدن، ابعاد مهم و جهانی شدن حقوق بشر). 10

فصل اول: جهانی شدن و ابعاد مهم آن. 14

مبحث اول: تعریف جهانی شدن. 15

مبحث دوم: تاریخچه جهانی شدن. 22

مبحث سوم: ابعاد جهانی شدن. 24

بند اول: جهانی شدن اقتصاد. 24

بند دوم: جهانی شدن سیاست… 28

بند سوم: جهانی شدن فرهنگ… 30

فصل دوم: جهانی شدن حقوق بشر 34

مبحث اول: ماهیت حقوق بشر. 37

بند اول: اصل حیثیت و کرامت انسانی.. 39

بند دوم: اصل آزادی.. 39

بند سوم: اصل برابری.. 40

مبحث دوم: مقدمات جهانی شدن حقوق بشر. 40

بند اول: تحول مفهوم حاکمیت دولت‌ها 40

بند دوم: تعدیل اصل عدم مداخله در امور داخلی دولت‌ها 42

مبحث سوم: اقدامات سازمان ملل متحد در جهت جهانی شدن حقوق بشر. 44

بند اول: اولین گام‌ها در فرایند جهانی شدن حقوق بشر. 44

بند دوم: مراحل تاریخی اقدامات سازمان ملل 45

بند سوم: تشکیل کنفرانس جهانی حقوق بشر(1993) وین.. 47

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را در شماره بندی انتهای صفحه بخوانید              

بند چهارم: افق‌های برتر سازمان ملل در زمینه حقوق بشر. 48

مبحث چهارم: تقویت حقوق بشر در سطح ملی در جهت جهانی شدن حقوق بشر 49

بند اول: همکاری‌های فنی برای حقوق بشر. 50

بند دوم: کمک به انتخابات… 50

بند سوم: حقوق بشر و مدیریت دادگستری.. 51

بند چهارم: ترویج آموزش حقوق بشر. 52

الف ـ تعریف آموزش حقوق بشر. 52

ب ـ ضرورت آموزش حقوق بشر. 53

ج ـ ضرورت برنامه‌های اقدام ملی برای آموزش حقوق بشر. 53

د ـ اصول حاکم بر برنامه اقدام ملی برای آموزش حقوق بشر. 54

1ـ اصول سازمانی و کارکردی.. 55

2ـ اصول فعالیت‌های آموزشی.. 55

مبحث پنجم: آثار جهانی شدن حقوق بشر. 56

بند اول: آثار مثبت جهانی شدن بر حقوق بشر. 56

بند دوم: آثار منفی جهانی شدن بر حقوق بشر. 57

بخش دوم: موانع حقوقی جهانی شدن حقوق بشر. 60

فصل اول: عدم ممنوعیت انشای حق شرط در معاهدات حقوق بشری.. 67

مبحث اول: ماهیت حقوقی حق شرط.. 68

بند اول: حق شرط بر انواع معاهدات… 70

الف ـ حق شرط بر معاهدات دو جانبه. 70

ب ـ حق شرط بر معاهدات چند جانبه. 70

بند دوم: قیود وارده بر انشای حق شرط… 71

الف ـ عدم ممنوعیت حق شرط.. 71

ب ـ عدم مغایرت حق شرط با موضوع و هدف معاهده 71

بند سوم: آثار حقوقی حق شرط.. 72

الف ـ آثار حقوقی پذیرش حق شرط.. 72

ب ـ آثار حقوقی اعتراض به حق شرط.. 72

ج ـ آثار حقوقی انصاف از حق شرط و مخالفت با آن. 73

مبحث دوم: حق شرط بر معاهدات حقوق بشری.. 74

بند اول: کنوانسیون بین‌المللی محو هر نوع تبعیض نژادی.. 76

الف ـ محتوای کنوانسیون بین‌المللی محو هر نوع تبعیض نژادی.. 76

ب ـ قانون حاکم بر حق شرط در کنوانسیون بین‌المللی محو هر نوع تبعیض نژادی.. 76

ج ـ نگاهی به حق شرط‌های صادر شده در کنوانسیون بین‌المللی محو هر نوع تبعیض نژادی.. 77

د ـ اعتراض به حق شرط دولت‌ها در کنوانسیون بین‌المللی محو هر نوع تبعیض نژادی.. 78

بند دوم: کنوانسیون رفع هر گونه تبعیض علیه زنان. 78

الف ـ محتوای کنوانسیون رفع هر گونه تبعیض علیه زنان. 78

ب ـ قانون حاکم بر حق شرط در کنوانسیون رفع هر گونه تبعیض علیه زنان. 79

ج ـ نگاهی به حق شرط‌های صادر شده در کنوانسیون رفع هر گونه تبعیض علیه زنان. 79

د ـ اعتراض به حق شرط دولت‌ها در کنوانسیون رفع هر گونه تبعیض علیه زنان. 81

بند سوم: کنوانسیون حقوق کودک.. 81

الف ـ محتوای کنوانسیون حقوق کودک.. 81

ب ـ قانون حاکم بر حق شرط در کنوانسیون حقوق کودک.. 82

ج ـ نگاهی به حق شرط‌های صادر شده در کنوانسیون حقوق کودک.. 83

د ـ اعتراض به حق شرط دولت‌ها در کنوانسیون حقوق کودک.. 83

فصل دوم: امکان خروج از معاهدات حقوق بشری.. 86

مبحث اول: معاهداتی که امکان خروج از آن پیش بینی شده می باشد… 87

بند اول: کنوانسیون منع و مجازات کشتار دسته جمعی (ژنوساید) و قانون خروج از آن. 89

بند دوم: کنوانسیون منع شکنجه و رفتار یا مجازات خشن، غیر انسانی یا تحقیر کننده

و قانون خروج از آن. 89

بند سوم: کنوانسیون رفع هر گونه تبعیض نژادی و قانون خروج از آن. 90

بند چهارم: کنوانسیون حقوق کودک و قانون خروج از آن. 90

مبحث دوم: معاهداتی که در زمینه امکان خروج ساکت هستند. 90

بند اول: میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی و امکان خروج از آن. 91

بند دوم: میثاق بین‌المللی حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی و امکان خروج از آن. 92

فصل سوم: حاکمیت ملی و عدم همکاری دولت‌ها در اجرای حقوق بشر. 94

مبحث اول: مفهوم حاکمیت… 96

بند اول: ویژگی‌های حاکمیت… 97

بند دوم: تأثیر جهانی شدن بر حاکمیت ملی.. 99

مبحث دوم: تعارض حقوق بشر بر حاکمیت ملی دولت‌ها 101

بند اول: الزام به تصویب و تطبیق قوانین داخلی با قوانین بین‌المللی.. 101

بند دوم: طرفداری بین‌المللی و منطقه ای از حقوق بشر. 102

بند سوم: پی‌گیری‌های قضایی در خصوص نقض کنندگان حقوق بشر. 104

الف ـ پی‌گیری‌های قضایی از طریق ایجاد یک دادگاه کیفری بین‌المللی.. 104

1ـ دامنه اختیارات این نوع دادگاه‌ها و معضلات و موانع. 105

2ـ پیشرفت و تحول در ایجاد دادگاه‌ کیفری بین‌المللی.. 105

3ـ تعارض و تضاد دیوان بین‌المللی با حاکمیت ملی دولت‌‌ها 105

ب ـ پی‌گیری‌های قضایی از طریق دادگاه داخلی دارای صفت جهانی.. 106

ج ـ پی‌گیری‌های قضایی از طریق ایجاد دادگاه‌های ویژه و دارای صفت جهانی 107

فصل چهارم: بهره گیری از حق وتو در شورای امنیت سازمان ملل متحد.. 111

مبحث اول: حق وتو. 114

بند اول: ماهیت حق وتو. 114

بند دوم: چگونگی پیدایش حق وتو 115

بند سوم: سابقه به‌کارگیری از حق وتو. 116

بند چهارم: دیدگاه موافقان و مخالفان حق وتو. 117

الف ـ دیدگاه موافقان حق وتو و نقد آن. 117

ب ـ دیدگاه مخالفان حق وتو 121

مبحث دوم: تأثیر حق وتو در نقض حقوق بشر. 123

بند اول: تناقض نظری و عملی حق وتو با اهداف و اصول منشور سازمان ملل.. 125

الف ـ تناقض نظری و عملی حق وتو با اهداف منشور سازمان ملل 125

ب ـ تناقض نظری و عملی حق وتو با اصول منشور سازمان ملل 126

بند دوم: حذف وتو یا اصلاح منشور. 128

نتیجه‌گیری.. 130

پیشنهادات… 133

منابع و مآخذ. 135

ضمائم. 142

چکیده انگلیسی.. 149

چکیده

در زندگي بين‌المللي كنوني، بسياري از مسائل جهاني شده و موضوعات زيادي با خروج از شمول مسائل داخلي، جزء مسائل بين‌المللي يا مانند مسائل مورد علاقه جهاني گرديده‌اند. مانند اين مسائل جهاني شده، موضوع حقوق بشر می باشد.

سازمان ملل متحد فعاليت‌هاي خود را بر پايه اين اصل استوار نموده كه حقوق بشر حالت جهانشمول و غيرقابل تجزيه‌اي دارد. عملاً اين به آن معناست كه همه حقوق و آزادي‌ها- حقوق اقتصادي و نيز آزادي‌هاي سياسي و مدني- با هم مرتبط و وابسته هستند و بايستي به صورت برابر ارتقاء يابند و حفظ شوند. چنانچه تعدادي از اين حقوق به قيمت از دست رفتن برخي ديگر ارتقاء داده شوند، آنگاه همه حقوق مزبور زير سؤال قرار مي‌گيرند. به همين دليل، سازمان ملل متحد همواره در پي رويكردي متوازن و جامع نسبت به ارتقاء مؤثر حقوق بشر بوده می باشد.

این سازمان با عبور از پنج مرحله استقرار، پیشرفت، اجرا، گسترش و ضمانت اجرایی حقوق بشر، نظام بین‌المللی حقوق بشر را تحکیم بخشیده و در جهت جهانی شدن آن گام بر می‌دارد. در واقع با همه فعالیت‌هایی که این سازمان در این زمینه انجام داده همچنان با ناکامی‌هایی رو به رو می باشد.

در این راستا، موانع بسیاری در زمینه اجرای جهانی حقوق بشر هست و موانع حقوقی در زمره مهم‌ترین موانع جهانی شدن حقوق بشر، اجرای سریع و مؤثر آن را دچار ساخته می باشد. در ارتباط با ماهیت این پژوهش بایستی گفت که حقوق بشر از لحاظ تئوریک، جهانی می باشد و در این ارتباط مانعی وجود ندارد و در حقیقت هدف از پیگیری، مطالعه موانع حقوقی در مرحله اجرای آن می‌باشد. عدم ممنوعیت انشای حق شرط در معاهدات حقوق بشری، امکان خروج از معاهدات حقوق بشری، حاکمیت ملی و عدم همکاری دولت‌ها در اجرای حقوق بشر و بهره گیری از حق وتو در شورای امنیت سازمان ملل متحد مانند این موانع می‌باشند.

مقدمه:

از اواخر قرن بيستم كم‌تر مقوله‌اي در حوزه علوم اجتماعي وجود داشته می باشد كه به گونه‌اي با موضوع جهاني شدن مربوط نشده باشد. در حوزه اقتصاد و تجارت كه همه مباحث به نوعي به فرايندهاي جهاني مربوط مي‌گردد، در حوزه سياست كه از رژيم‌هاي جهاني ـ امنيتي و بسط جهاني حقوق بشر و دموكراسي يا چالش‌هاي جهاني مانند بنيادگرايي، تروريسم و محيط زيست صحبت مي‌گردد و در حوزه فرهنگ كه سخن از درهم آميختگي هويت‌هاي محلي و جهاني می باشد و همچنين با گسترش روزافزون فناوري اطلاعات و ارتباطات و نيز بسط جهاني هنرها و الگوهاي فرهنگي خاص، درك و فهم پديده‌هاي فرهنگي پيوند عميقي با طریقه جهاني داشته می باشد. از همين رو ديگر كم‌تر متفكر و انديشمند را مي‌توان يافت كه به گونه‌اي سخن از جهاني شدن، حال به اثبات يا نفي، نياورده باشد. در آغاز قرن بيست و يكم موسسات، مراكز علمي، دانشگاه‌ها و متفكران بي‌شماري دست‌اندر كار بررسي و شناخت ابعاد مختلف جهاني شدن هستند و در بيش‌تر دانشگاه‌هاي مطرح جهان واحدهاي آموزشي مشخصي با عنوان جهاني شدن در برنامه‌هاي درسي گنجانده شده می باشد و اين امر نشان مي‌دهد كه اين موضوع در حال تبديل شدن به امري بنيادين در عرصه دانش بشري می باشد. [1]

ما در جهاني به سر مي‌بريم كه شاهد تغييرات اساسي و مهم می باشد. جهاني كه در اثر نظام‌هاي پيچيده مالي و تحولات انقلابي فن‌آوري اطلاع رساني در حال تبديل به يك بازار عظيم جهاني می باشد. پديده جهاني شدن درحال ايجاد الگوهاي جديدي از تعامل بين مردم و دولت‌هاست كه نويد شكوفايي فرصتهاي بي‌سابقه‌اي براي پيشرفت جدي در قالب آزادي‌هاي بيش‌تر مي‌دهد و در عين حال خطر پيچيده‌‌تر شدن بسياري از چالش‌هاي موجود در جامعه بين‌الملل را- ضمن عميق‌‌تر كردن مشكلات اقتصادي آنان كه از همه آسيب پذيرتر هستند- به دنبال دارد. در اين صحنه خطير، حقوق بشر كه رسماً‌ توسط سازمان ملل متحد به عنوان اولويت اساسي بين‌المللي از طريق اعلاميه جهاني حقوق بشر تعيين گرديده، اهميت خاصي به عنوان مجموعه‌اي از هنجارها و معيارهاي پذيرفته شده جهاني بدست آورده كه به گونه روزافزوني همه جنبه‌هاي روابط ما را به عنوان فرد و نيز اعضاي تشكيل دهنده گروه‌ها در داخل جوامع و بين ملت‌ها شكل مي‌دهد. حقوق بشر، خواه مربوط به امور مدني، سياسي، فرهنگي، اقتصادي و يا امور اجتماعي باشد، غيرقابل تجزيه و به يكديگر وابسته می باشد. همان‌گونه كه تاريخ خونين اين قرن به ما آموخته، فقدان حقوق بشر امري فرا‌تر از انكار حيثيت بشري می باشد و ريشه در فقر و خشونت سياسي دارد كه گريبان‌گير جهان ماست.

اين ديدگاه فراگير از حقوق بشر همان معياري می باشد كه سازمان ملل متحد در قالب مأموريت جهاني خود براي دستيابي به صلح و توسعه پايدار به دنبال آن می باشد. سازمان ملل متحد از بدو تأسيس، عامل شتاب دهنده عمده‌اي در سطح جهاني براي ترويج و حمايت از حقوق بشر و آزادي‌هاي اساسي بوده می باشد. مي‌توان اذعان داشت كه طي نيم قرن گذشته دستاوردهاي چشم‌گيري در اثر فعاليت‌هاي مربوط به حقوق بشر حاصل شده می باشد. طيف وسيعي از مواد نقض و گروه‌هاي آسيب‌پذير، زير چتر حمايتي قوانين و معيارهاي حقوق بشري قرار گرفته‌اند. اكنون ديگر آپارتايد به تاريخ سپرده شده می باشد. فراگرد استعمارزدائي تقريباً پايان يافته و آگاهي جهاني از ضرورت اتخاذ تصميمات به صورت دموكراتيك، كشورداري مطلوب و تکریم به حكومت قانون، در حال حاضر بيش از هر زمان ديگر می باشد. تصميم متخذه در ماه ژوئن 1998 جهت ايجاد ديوان كيفري بين‌المللي بصورت دائمي يك قدم بزرگ در راه مبارزه با كشتار گروهي، جنايت جنگي و جنايات عليه بشريت می باشد كه همه آن‌ها در شمار زيانبارترين و وحشيانه‌ترين جرائم حقوق بشري در تاريخ بشريت محسوب مي‌گردند.[2]

تمامي شواهد بالا نشان از آن دارد كه سازمان ملل متحد در جهت جهاني شدن بشر حركت كرده ولي با نهايت تأسف بايد قبول نمود كه چالش‌هاي سهمگيني پيش روي جهاني شدن حقوق بشر قرار دارند و تضمين حقوق بشر براي همه مردم همچنان يك چالش سهمگين محسوب مي‌گردد. در اين راستا موانع بسياري وجود دارند كه اجراي سريع و مؤثر حقوق بشر را دچار مشكل ساخته می باشد.

ميلياردها نفر از مردم جهان همچنان در فقر شديد به سر مي‌برند و شكاف موجود بين كشورهاي ثروتمند و فقير به گونه مداوم در حال گسترش می باشد. كشمكش‌هاي خشونت آميزي كه به گونه روز افزون ماهيت قومي پيدا كرده‌اند، با شدت بيش‌تري رخ مي‌دهند و موجب نابودي جوامع و بي‌خانمان شدن ميليون‌ها نفر گشته‌اند. افراط‌گرائي سياسي و تروريسم همچنان تعداد بي‌شماري از مردم غيرنظامي بيگانه را هدف قرار مي‌دهد. بيكاري، تبعيض، انزواي اجتماعي گريبان‌گير همه جوامع می باشد و گرچه جهاني شدن باعث شده كه جهانيان به يكديگرنزديك‌تر شوند ولي در عين حال عناصر ضدجامعه مدني را نيز مشمول منافعي نموده كه افزايش فساد، جرائم سازمان يافته و قاچاق فرامليتي مواد مخدر، اسلحه، مواد سمي و حتي قاچاق بشر‌ها و به خصوص زنان براي بهره‌كشي جنسي، جلوه‌هاي آن‌هاست. در چنين شرايطي چگونه مي‌توان از جهاني شدن حقوق بشر صحبتي به ميان آورد؟

فرد در عصر جهاني شدن، نياز به حمايتي مؤثر در برابر سوء بهره گیری از قدرت در هر شكل و هر مكان دارد و اين مهم در اين زمان تنها از عهده اشكال نوين همبستگي سازمان يافته بين‌المللي كه با حفظ پويايي خود در حال تحول و تكامل می باشد، برخواهد آمد.

تقويت و احياي سازمان ملل متحد كه در سال‌هاي اخير به صورت يك اولويت درآمده می باشد تا حدود زيادي در گرو موفقيت اين سازمان در برخورد با اين چالش‌ها از قديمي گرفته تا جديد- و نه صرفاً در تئوري و بلكه در اقدام- براي رونق بخشيدن به حقوق بشر می باشد. برنامه فعلي سازمان ملل متحد براي حقوق بشر، راه دشوار و در عين حال موفقيت آميزي را با وجود دلسردي‌هاي مكرر پیش روی چالش‌هاي متعدد طي كرده می باشد.

سازمان ملل متحد فعاليت‌هاي خود را بر پايه اين اصل استوار نموده كه حقوق بشر حالت جهانشمول و غيرقابل تجزيه‌اي دارد. عملاً اين به آن معناست كه همه حقوق و آزادي‌ها- حقوق اقتصادي و نيز آزاديهاي سياسي و مدني- با هم مرتبط و وابسته هستند و بايستي به صورت برابر ارتقاء يابند و حفظ شوند. چنانچه تعدادي از اين حقوق به قيمت از دست رفتن برخي ديگر ارتقاء داده شوند، آنگاه همه حقوق مزبور زير سوال قرار مي‌گيرند. به همين دليل، سازمان ملل متحد همواره در پي رويكردي متوازن و جامع نسبت به ارتقاء مؤثر همه حقوق بشر، منجمله حق توسعه بوده می باشد.

ما در معرض تحولات گوناگون جهاني شدن مانند ظهور صنايع جهاني ارتباطات، رشد شركتهاي چندمليتي، تاثير بازارهاي مالي جهاني، گرم شدن سياره زمين و اقدامات بين‌المللي مربوط به حقوق بشر قرار گرفته‌ايم. عوامل فوق به ايده جامعه جهاني اهميت خاصي بخشيده می باشد. بشر امروز مي‌داند كه محدوديت‌هاي جغرافيايي هر روز كم‌تر شده و جهان به يك مكان واحد تبديل مي‌گردد.

حقوق بشر به رغم بيش از نيم قرن کوشش بين‌المللي در زمينه وضع قواعد و هنجارها و تأسيس نهادها و سازوكارهاي اجرايي همچنان با چالش‌هاي بزرگي رو به رو می باشد و آن چه كه مي‌توان به عنوان انگيزه نگارنده اين رساله مطرح كرد، اهميت رو به رشد و روز افزون مفهوم حقوق بشر مي‌باشد كه با در نظر داشتن ماهيت انعطاف‌پذير اين واژه و تعابير و تفاسير گوناگوني كه كشورها با در نظر داشتن طرز تلقي خود از حقوق بشر دارند- كه اين تلقي برخاسته از تاريخ، فرهنگ و سياست كشورها مي‌باشد- متفاوت می باشد و التفات به تأثیر سازمان ملل متحد در جهت جهاني كردن حقوق بشر و همچنين بررسي مهم‌‌ترين موانع و چالش‌هايي كه در راه جهاني شدن حقوق بشر را سد كرده‌اند. در ارتباط با ماهيت اين تحقيق بايستي گفت كه حقوق بشر از لحاظ تئوريك، جهاني می باشد و در اين ارتباط مانعي وجود ندارد و در حقيقت هدف بنده از پيگيري اين تحقيق بررسي موانع حقوقي جهاني شدن حقوق بشر در مرحله اجراي آن مي‌باشد.

اظهار مسأله

جهاني شدن باعث افزايش شمار پيوندها و ارتباطات متقابلي كه فراتر از دولت‌هاست مي‌گردد و نظام جديد جهاني را به عنوان يك واحد عظيم و قدرتمند متشكل از ثروت، قدرت و دانايي خلق مي‌كند. دهكده جهاني، بهتر از هر اصطلاح ديگري مبين اين مفهوم می باشد، دهكده‌اي كه هم عنصر كوچك شدن جهان اقتصاد و فرهنگ را به لحاظ سهولت و سرعت ارتباطات نشان مي‌دهد و هم عنصر آگاهي و اطلاعات را به لحاظ نزديكي و عدم بعد زمان و مكان به نمايش مي‌گذارد. جهاني شدن تمام مرزها را درمي‌نوردد و ما را وادار به تغيير يا تعديل رويه‌هاي سياسي مي‌كند. به همين دليل امروزه بيش از هر زماني سخن از مرگ دولت‌ها به ميان مي‌آيد و قدرت تصميم‌گيري را فراتر از مرزهاي ملي قرار مي‌دهد.

در زندگي بين‌المللي كنوني، بسياري از مسائل جهاني شده و موضوعات زيادي با خروج از شمول مسائل داخلي، جزء مسائل بين‌المللي يا مانند مسائل مورد علاقه جهاني گرديده‌اند. مانند اين مسائل جهاني شده، موضوع حقوق بشر می باشد.

تعداد صفحه :160

قیمت : چهارده هزار و هفتصد تومان

***

—-

پشتیبانی سایت :        ———-        serderehi@gmail.com

در صورتی که مشکلی با پرداخت آنلاین دارید می توانید مبلغ مورد نظر برای هر فایل را کارت به کارت کرده و فایل درخواستی و اطلاعات واریز را به ایمیل ما ارسال کنید تا فایل را از طریق ایمیل دریافت کنید.

***  ***